شيخ ذبيح الله محلاتى

241

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

عرض كرد يا رسول اللّه يا ابتاه چه كس و چه چيز عوض تو تواند بود رسول خدا همچنان چشم فروخوابانيد فاطمه گفت و اكرب اباه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود بعد از امروز هيچ كرب بر پدر تو در نيايد يعنى در آن سراى هيچ اندوه بجاى نمانده آنگاه فاطمه را فرمان كرد كه حسن و حسين را حاضر كن ايشان درآمدند و سلام دادند و در پيش روى پيغمبر زانو زدند و چون در پيغمبر نگريسته‌اند صدا بناله بلند كردند و چنان ناليدند كه مردم در بيرون حجره بودند از گريهء ايشان بهاىهاى آغاز گريستن نمودند اين وقت رسول خدا ايشان را به سينه چسبانيد امام حسن صورت به صورت رسول خدا و امام حسين سر را روى سينه آن حضرت نهادند رسول خدا ايشان را ببوسيد و همىبوئيد و در حرمت و محبت به ايشان وصيتها فرمود تا وداع جهان گفت چون از كار كفن و دفن آن حضرت فارغ شدند از كنار قبر بخانهء فاطمه آمدند و آئين تعزيت و تسليت بپاى بردند فاطمه فرمود رسول را به خاك سپرديد عرض كردند جز اين نكرديم فرمود چگونه شما را دل داد كه آن جسد پاك را به زير خاك بنمائيد و حال آنكه او نبى الرحمة و مصداق لولاك لما خلقت الافلاك بود گفتند اى دختر رسول خدا ما نيز عزادار و غم‌زدگانيم لكن از فرمان خداى بدر نتوان رفت اين وقت فاطمه سخت بگريست و به زيارت قبر پدر بشتافت و مشتى خاك برداشت از آن مرقد مطهر و بر ديدگان گذاشت و فراوان بگريست و بناليد و اين شعر را قرائت كرد . ما ذا على من شم تربته أحمدا * ان لا يشم مدى الزمان غواليا صبت علىّ مصائب لو أنها * صبت على الايام صرن لياليا قد كنت ذات حمي بظل محمد * لم اخشى من ضيم و كان جماليا اليوم اخشع للذليل و اتقي * ضيمى و ادفع ظالمي بردائيا كيفيت دفن رسول خدا ( ص ) محدث قمى در بيت الاحزان از كتاب استيعاب نقل كرده كه همان روز كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت از مردم بيعت گرفته‌اند بر خلافت ابى بكر در سقيفهء بنى